صفحه اصلی > نمایش خبر 


  چاپ        ارسال به دوست

مقاله:

تحول در آموزش و پرورش و ضرورت های آن

با توسعه­ زندگي اجتماعي و گسترش ارتباطات، تلاش شبه فرهنگ­ های ساخته و پرداخته صاحبان اندیشه ­های ویرانگر براي استحالة فرهنگ ملي و مذهبي ساير ملت­ها نیز از حیث فراوانی و تنوع گسترش یافته است. لذا ضرورت مستحکم کردن بنيان­ هاي فکري و فرهنگي جامعه­ و حفظ ميراث ارزشمند ديني، ملي، و اجتماعي و انتقال آن به نوجوانان و جوانان برای بقاي حيات يک ملت، بیش از پیش احساس می­شود. البته در این فرایند مهم و سرنوشت­ساز، آموزش و پرورش از جايگاه ويژه­اي برخوردار است و رسالت اصلی را برعهده دارد چرا که به فرموده پیامبر اکرم صلی­ الله علیه و آله وسلم: «آموختن در خردسالي مانند نقش کندن بر سنگ است». اين جمله کوتاه حاکي از تأثير و اهميت فوق­ العاده تعليم و تربيت در مدارس و قبل از دانشگاه است. حضرت امام صادق علیه السلام می­ فرمایند: «بر شما باد به تربیت نونهالان زیرا استعداد و آمادگی آن­ها برای فراگیری نیکی­ ها بیش­تر است». امام خميني رصوان ­الله تعالی علیه مي ­فرمايند: «توجه کنید که دوره مدارس مهمتر از دانشگاه است، چرا که رشد عقلی بچه­ ها در این دوره شکل می­گیرد». ايشان در جاي ديگر مي­ فرمايند: «اصلاح دانشگاه زمانی آسان است که فرزندانمان را از دوره دانش­ آموزی زیر نظر بگیریم». لذا در بسياري از کشورها، آموزش و پرورش اولویت اول تخصیص منابع انسانی و مادی است.

 

البته یکی از تفاوت­های اساسی مکتب اسلام با سایر مکاتب در هدف از تعلیم و تربیت است. اسلام در صدد است با محتوا و شیوه­ای انسان را تربیت کند که هم در شناخت منزلت و جایگاه خود که مقام جانشینی خداوند در روی زمین است و هم در تشخیص وظیفه خود که صرفاً عبودیت و بندگی خداوند است به موفقیت دست یابد. این است آن چیزی که بايد وجهه همت متولیان تعلیم و تربیت قرارگيرد. تربيتي که ثمرة آن، انسان­هايي بزرگوار، برخوردار از عزت نفس، تسلیم بی­ چون و چرا در مقابل پروردگار، انديشه­ محور، خردگرا، عادل، دين­دار، ولايت­مدار، آزادانديش، قانون­گرا، مهربان، خيرخواه، تلاشگر و در یک جمله، انسان­هایی در طراز جمهوری اسلامی که به مراتبی از حیات طیبه دست ­یافته ­اند باشد. در این صورت است که استقلال، آزادي و اسلامیت نظام حکومتی کشور تضمين می­ شود. بنیان­گذار جمهوری اسلامی مي ­فرمايند: «دستگاه­ های آموزشی متعهّد و دلسوز برای نجات کشور، اهمیت ویژه­ای در حفظ نوپایان و جوانان عزیزی که استقلال و آزادی کشور در آینده منوط به تربیت صحیح آنان است، قائل باشند».

 

در کشور ایران نيز همانند بسیاری از جوامع، تعليم و تربيت دست­خوش تحولات بسياري بوده است. از تعليم و تربيت خانه محور، مسجد محور، مکتب­ خانه­ ای تا آموزش و پرورش مدرسه­ اي، راه درازي پيموده شده و برنامه­ هاي گوناگوني در بوته آزمايش قرارگرفته است. فارق از اين­که پايه­ گذاران هر دوره چه کساني بوده ­اند و اهداف آشکار و پنهان آن­ها چه بوده است، مرور سير تحولات تعليم و تربيت در حدود يک قرن و نيم گذشته، تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، نتايج تلخ و شيريني را به دنبال داشته است. فراگير و همگاني شدن آموزش و پرورش، توسعه دانش و فن­آوري­ هاي نوين و استفاده از توليدات صنعتي در زندگي روزمره مردم، افزايش سطح زندگي و تأمين رفاه و آسايش مادي از جمله نتايج شيرين اين سير بوده است. اما متأسفانه، تفکيک بين علم و دين و زدودن صبغة ديني از چهرة علوم و به عبارت ديگر: جدايي انداختن ميان معاد و معاش مردم، از نتايج تلخ اين تحولات بوده است. نتيجه ­ا­ي ناگوار که به دنبال عملکرد نامناسب کليسا در برخورد با نوآوري ­هاي علمي اروپائيان در فکر و ذهن روشنفکران آن ديار رسوخ کرد و منجر به این باور ویرانگر شد که: دين نمي ­تواند با علم و دانش کنار بيايد. به دنبال توسعه روابط ایران با دولت­ های اروپایی، اين تفکر به وسيله دو گروه به جامعه اسلامي ایران راه يافت: 1- مسلماناني که براي تحصيل و فراگيري دانش روز به اروپا سفر مي­ کردند و سال­ها در آن ديار زندگي کرده، فکر و ذهنشان تحت تأثير اين پندار قرار مي­ گرفت و در مراجعت به وطن، آن را به عنوان روشن­فکري ميان مردم رواج مي­ دادند. 2- اساتيد و معلمان مسيحي که براي تدريس در مدارس و مراکز آموزشي کشورهاي اسلامي از اروپا اعزام و يا دعوت مي­ شدند. مثلا اولين اساتيد دارالفنون (1230 هجري شمسي) که پیش ­قراول ايجاد نظام کنوني آموزش و پرورش در ايران است، هفت اتريشي بودند که بعدها با اعتراض سفير انگليس به انحصاری بودن مليت آنان، اساتيدي از ایتالیا، فرانسه و آلمان نیز به آن­ها اضافه شدند.

 

البته در ابتدای ورود نظام جدید آموزش و پرورش، به دلیل غالب بودن جریان تعلیم و تربیت سنتی که با آموزش قرآن شروع می­ شد و هم­چنین بافت مذهبی جامعه و محدود بودن ارتباطات که سبب کاهش تأثير افکار و اندیشه­ های دین­ ستیز نوظهور در اروپا بود، خطر ترویج افکار و اندیشه­ های غیر دینی کم­تر احساس و یا مشاهده می­ شد. فرهيختگان و انديشمنداني مانند عبدالعظیم قریب که از اولين فارغ­ التحصيلان دارالفنون بودند، اصالت و فرهنگ اسلامی و ملي خود را حفظ نمودند. اما در عین حال، دين­زدايي از چهره مدارس، کتاب­ ها، معلمان و مربيان بخصوص بعد از روي کارآمدن حکومت پهلوي، حلقه اتصال دوره­ های مختلف تعلیم و تربیت جدید بود. حرکتي که هنوز هم در بسیاری از کشورها بویژه کشورهاي اسلامي ادامه دارد. استعمارگران مي­ کوشند تا از طريق اعمال نفوذ در کتاب­ هاي درسي و تربيت نيروي انساني، به آرامي و با چراغ خاموش و بدون تحمل هزينه­ هاي سنگين جنگ ­هاي نظامي به اهداف خود دست يابند. مقام معظم رهبري مدّظلّه العالي در اين مورد مي ­فرمايند: «آمریکا برغم تمام امکانات مادی، تبلیغاتی، نظامی و سیاسی، برای رسیدن به اهداف خود، به برخی کشورهای منطقه برای تغییر کتاب ­­های درسی فشار می­آورد و این نشانگر نقش تعلیم و تربیت است که قدرت­ های بزرگ نیز در خصوص آن متمرکز شده­ اند»

 

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، انتظار امام امت و امت مسلمان ايران تغيير اساسي نظام آموزش رسمی عمومی ايران به نظام مبتني بر فلسفه تعليم و تربيت اسلامي بود. ولی عواملی مانند: ظرفيت ­هاي محدود مراکز تولید علم براساس آموزه های وحیانی قرآن و سنت، مشکلات رنگارنگ تحمیل شده از سوی دشمنان خارجی و داخلی و ... مانع از تحقق این هدف مهم می­ شدند.

 

بویژه که دست­یابی به هدفی با این عظمت، انديشه ­اي علمي، راه­کارهایی اجرایی، عزمي راسخ، همتي بلند، برنامه­ اي جامع و کامل و اعتباراتي فراوان از سوي ملت و دولت انقلابي را مي ­طلبيد.

 

بالاخره پس از سال­ها مجاهدت خستگي­ ناپذير انديشمندان حوزه، آموزش و پرورش و دانشگاه، سند تحول بنيادين آموزش و پرورش به عنوان میثاق ملی و نقشه راه نظام تعليم و تربيت رونمايي و مورد بهره­برداري قرار گرفت. موفقيت اين حرکت عظيم ملي مرهون عوامل گوناگوني است که برخي از مهم­ترين آن­ها عبارتند از:

1- عزم و اراده جدي دولت و ملت.

2- تدوین برنامه­ عمل و راهکارهای اجرایی.

2- استفاده از ظرفيت و مشارکت همة نهادها و دستگاه ­ها.

3- تخصيص اعتبارات و منابع مالي کافي.

4- اولويت­ بندي اجراي مفاد سند تحول متناسب با ظرفيت­ ها و نيازها.

5- خودداري از شتاب­زدگي.

6- التزام عملي به مفاد اين ميثاق ملي و اجرايي کردن هم بندهاي آن.

7- و بالاخره مهم­ترين و اصلي ­ترين شرط موفقيت، نظارت بر حسن اجرا و رصد لحظه به لحظه اين حرکت بزرگ است. هر برنامه ­اي نيازمند نظارت است تا از مسير اصلي منحرف نگردد و در زمان­ هاي مشخص به اهداف معين برسد، اما از آن­جا که تأثير عملکرد آموزش و پرورش بر فرهنگ عمومي جامعه آرام، گسترده و عميق است، نظارت بر آن نيز با نظارت بر امور ديگر متفاوت است.

ناظر بر اين فرايند پيچيده، مهم و سرنوشت ­ساز بايد:

1- بر همة زواياي تئوري و نظري تعليم و تربيت اسلامي وقوف و آشنايي کامل داشته باشد.

2- فرا دستگاهي باشد تا با تغيير و جابه ­جايي افراد، سياست­ ها و برنامه­ ها تغيير نکند.

3- مانع از اعمال سلیقه­ های حزبي، جناحي و سياسي در فعاليت آموزش و پرورش اسلامي شود.

کدام شخصیت حقیقی یا حقوقی کشور دارای این ویژگی­ هاست؟

مسلماً رهبر جامعه اسلامی شایسته ­ترین مرجع برای تصدی این امر مهم است. از زاويه ديگر مي­توان گفت: يکي از مهم­ترين وظايف حاکم اسلامي، تعليم و تربيت مردم است. وظيفه ­اي که اصالتا از شئون خاص خداوند مي­ باشد و از سوي او بر عهده افراد خاصي نهاده شده است. حضرت علي علیه­ السلام مي ­فرمايند: «حقي که شما مردم بر من داريد اين است که شما را آموزش دهم و تربيت کنم.» (نهج ­البلاغه/ خ 34)

 

يکي از بارزترين مصاديق آموزش که از مقوله گفتار و پرورش که از مقوله رفتار است، آموزش و پرورش رسمي عمومی کشور است. اهميت نظارت مستقيم رهبر جامعه اسلامی بر تعلیم و تربیت، به مراتب بيش­تر از نظارت بر ساير نهادها و دستگاه­ هاست. تحقق اين مهم به مطالبه عمومي اوليا، مربيان، معلمان و متوليان متدین آموزش و پرورش کشور که دغدغه تربيت اسلامي فرزندان عزيزشان را دارند تبديل شده است.

 

به راستی اگر در طول 35 سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي از موهبت نظارت رهبری بر تعليم و تربيت برخوردار بوديم، آيا امروز در مراتب بالاتر تعليم و تربيت اسلامي به معناي واقعي آن نبوديم؟

 

بازنگري در چگونگي ارتباط تعليم و تربيت رسمي کشور با رهبر جامعه اسلامي يک ضروت انکار ناپذير است که کوتاهي در اصلاح آن فاقد توجيه است. در اين زمينه دو راه حل وجود دارد:

 

1- تبديل وزارت آموزش و پرورش به سازمان و نهادي مستقل که بالاترين مقام مسئول آن مستقيما توسط رهبر انتخاب گردد و تحت نظارت مستقيم ايشان فعاليت نمايد. روشي که در سازمان­هايي مانند صدا و سيما اعمال مي ­گردد.

 

2- انتصاب نماينده مقام معظم رهبري در آموزش و پرورش شبيه آن­ چيزي که در دانشگاه وجود دارد.

 

اکنون که بحمدالله از لحاظ سند و نقشه راه در وضعیت قابل قبولی قرار داریم و اجرای برنامه ­های تحولی نیز آغاز گردیده است، باید برای تکمیل حلقه ­های پیوسته فرایند تحول، پشتیبانی و نظارت ولیّ فقیه را حداقل در قالب تأسیس نهاد نمایندگی ایشان در آموزش و پرورش به مرحله اجرا درآورد.

 

لذا اقدام دستگاه ­های مسئول مانند مجلس شوراي اسلامي، دولت محترم و شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تصویب قوانین مورد نیاز، زمینه را برای تسریع در دست­یابی به اهداف تحولی آموزش و پرورش فراهم می ­آورد.

                                                                                                                      مجتبی ملکی اصفهانی


١٦:٠٩ - جمعه ٣١ مرداد ١٣٩٣    /    شماره : ٣٤٨٥٨٧    /    تعداد نمایش : ٢١٠٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




:: ستاد همکاری های حوزه های علمیه و آموزش و پرورش ::